تبليغاتX
دلتنگیهای سارا - عشق










عشق

'گاه چون ماری در دل می خزد

وزهر خود را ارام در ان می ریزد

گاه یک روز تمام چون کبوتر

بر لبه پنجرات کز می کند

وخرده نان می چیند

گاه از درون گلی خواب الود بیرون می جهد

وچون یخ نمی بر گلبرگ ان می در خشد

وگاه حیله گرانه تورا از هر انچه شاد است ارام دور می کند

گاه در ارشه ویلون می نشیند و در نغمه غمگین ان هق هق مکند

و گاه زمانی که نمی خواهی باورش کنی

در لبخند یک نفر جا خوش می کند



نوشته شده در یکشنبه نوزدهم فروردین 1386 ساعت 19:29 توسط سارای تنها
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved