تبليغاتX
دلتنگیهای سارا - گلهای عشق










گلهای عشق

بعضی از مرد ها هیچ وقت فکرش را نمی کنند

اما تو کردی

از راه رسیدی

و گفتی تقریبا داشتی برایم گل می آوردی

اما چیزی کار را خراب کرده بود

مغازه بسته بود

تردید داشتی…

چه می دانم

از این چیزهایی که امسال ما می بافند

تو فکر کرده بودی که شاید گلهایت را نخواهم

حرفهایت باعث شد لبخند بزنم

و تو را بغل کنم

اما اکنون فقط می توانم لبخند بزنم

اما نگاه کن

ببین که گلهایی که تقریبا آورده بودی این همه دوام آورده



نوشته شده در سه شنبه هجدهم اردیبهشت 1386 ساعت 10:33 توسط سارای تنها
[ ]| [ 5 بالاي صفحه ] | مطالب مرتبط ( ) | لینک ثابت


This Template designed by Atelobatel , Copyright © 2006 all rights reserved